صفا محمدیان
کد خبر: ۷۷۳۰۵۰
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۵ 19 August 2019

تابناک رضوی :

یکی از مکان هایی که در سالهای اخیر و در فقر توجه ، نظارت و مدیریت صحیح ازکارکرد اصلی خود خارج شده ، مسجد است .

مساجد از ابتدای ظهور اسلام یکی از اولین و مهترین پایگاه های همبستگی ، وحدت و انسجام مردم بوده و نقش بسیار زیادی در بهبود کیفیت روابط اجتماعی داشته اما در حال حاضر غیر از معدودی مساجد ، این مرکز ثقل عملا آن کارایی سابق خودش را از دست داده است . حتما به خوبی دهه ۶۰ و ۷۰ و حتی اوائل دهه ی 80 را به یاد دارید که مساجد کانون اجتماعات نوجوان ها و جوان ها بود .

پر از برنامه های مفرح تربیتی ، تفریحی ، آموزشی و ورزشی .

اما در غیاب توجه و نظارت کافی و با رشد سریع تکنولوژی ، تغییرات اجتماعی وسیع و دگرگونی های عمیق تعاملات اجتماعی ، این‌ نهاد ؛ نتوانست در اواخر دهه 80 و90 همپای تحولات روز حرکت کند و خودش را با شرایط و نیازهای نسل جدید وفق بدهد .

درحال حاضر غیر از تعداد انگشت شماری مساجد فعال ، ممتاز و بروز ؛  مابقی مساجد

-  یا رو به تعطیلی رفته و یا نیمه تعطیل هستند اند

- صرفا تبدیل به نمازخانه و یا تالاری جهت برپایی مجلس ختم شده اند  

- نمازگزارانش ؛ تنها پیرمردها و پیرزن ها هستند 

- و یا تبدیل به یک بنگاه اقتصادی گردیده اند 

مساجدی که در شهرهای خصوصا زیارتی ؛ بجای کارکرد دینی و تربیتی ، تبدیل به یک منبع درآمدی مهم شده اند ،

رستوران ، زائر سرا و ...

بنگاههایی اقتصادی که در سایه ی غفلت دستگاههای نظارت کننده ، به صورت چراغ خاموش و با بهره مندی حداکثری از امکانات و نیز آب ، برق و گاز رایگان و یا با تعرفه ویژه و معاف از هرگونه مالیات ، تحت لوای نام مظلوم مسجد ، روز به روز بر رشد قارچ گونه یشان افزوده میشود .

ازین رو به ندرت مساجدی را میتوان پیدا کرد که مثل سابق پر از ازدحام جمعیت نوجوان و جوان باشد چرا که کاربری مساجد دست خوش تغییرات بسیار شده و از اهداف خود فرسنگ ها فاصله گرفته است .

این امر دلایل بسیاری میتواند داشته باشد ، اما در حال حاضر مهترین و اصلیترین عوامل رکود این نهاد مقدس ، مجموعه ای ناهماهنگ و بی برنامه ای شامل :

هیات امنا ، پیشنماز ، خادم و مرکزرسیدگی به امور مساجد است .

هیات امنا یا واقف : آدمها از آنجایی که موجودی اجتماعی هستند و نیاز به ارتباطات اجتماعی با همنوع خودشان دارند ، برای استمرار این دور هم بودن ها و تعاملات ، نیاز به یک موقعیت مکانی با کاربری اجتماعی دارند .

و مسجد یکی از این موقعیت هاست .

مشکل ازآنجایی شروع میشود که ((تعداد کمی)) از هیات امناها چون زمین را وقف مسجد کرده اند و یا برای ساخت آن هزینه نموده اند  ، و یا بانی مراسمات هستند ، فکر میکنند حالا هر جور که دلشان بخواهد میتوانند ازین فضا بهره برداری کنند و عملا برنامه ها و سمت و سوی همه چیز با نظر فردی این اشخاص تعیین میشود و نه با باید و نباید های دین . افرادی با برداشت های سلیقگی از دین و تفسیر به رای ، که متاسفانه گاها یا اطلاعات بسیار کمی از دین دارند و یا اصلا فاقد هرگونه سواد دینی هستند .

این است که چیزی که آنها میپسندند مهم است و اگر نگوییم بعضا سفارشات دین هم جلوی حرف آنها محلی از اِعراب پیدا نمیکند ، لااقل از اولویت بسیار کمتری برخوردار است .

 ((معدود)) اشخاصی که در واقع چون مسجد را برای استفاده شخصی خودشان و نه خدا احداث کرده اند ، با اعمال نفوذی که بر روی پیشنماز‌و خادم دارند برنامه ها را طبق میل خودشان پیش میبرند و حق اظهار نظر و یا انتقاد را برای کسی به رسمیت نمیشناسند .

و متاسفانه نحوه تعامل مرکز رسیدگی به امور مساجد با اینگونه افراد تاکنون به مثابه یک سرمایه گذار ، شریک تجاری و یا سهامدار شرکت بوده است ، به طوریکه حتی اندازه یک صنف شغلی ، مثل تره بار ، خوارو بار ، پرنده فروش ها ، نتوانسته بر روی این دست مساجد اعمال قانون کند ؛ ازینرو در حال حاضر، ((تعدادی)) از مساجد به صورت خودمختار ، سلیقه ای و بدون هیچ خط و مشی دینی اداره میشوند .

 

پیشنماز : وقتی مسجدی هیات امنا نداشت و یا هیات امنا براساس رابطه تعیین شده بود ، وقتی این مجموعه عملا به هیچ کجا پاسخگو نبود و سلیقه ای رفتار کرد ، وقتی پیشنماز بجای حرکت در چاچوب مسئولیت تربیتی خود ، باید بکوشد خودش را با استانداردهای هیات امنا تطبیق دهد ؛ طبعا این پیشنماز نمیتواند نقش حقیقی خودش را ایفا کند  . نمیتواند خطری برای منافع نامشروع کسی داشته باشد ، نمیتواند حدیث یا آیه قرآنی بخواند که لازم است بخواند ... جسارت امر به معروف نهی از منکرو نیز ورود به حوزه مدیریت مسجد را پیدا نخواهد کرد  ، انگیزه ای برای جذب نوجوان ها و جوانها ندارد .  و بعد از نماز هم راهش را میکشد و میرود و تا نماز دیگر پشت سرش را هم نگاه نمیکند  .

خادم : 

درموقعیتی که میبینیم شرایط جذب نیرو در مراکزی که ارتباط مستقیم با مردم دارند روز به روز دشوارتر میشود و همچنین حساسیت بیشتری بر روی مدارک علمی و دانشگاهی معتبر ، فن بیان ، میزان مهارت های ارتباطی متقاضی کار و ...

 نشان داده میشود ، حتی یک آبدارچی بانک برای استخدام باید آراسته ، خوش اخلاق و دارای حداقل ؛ مدرک کارشناسی باشد ،

بیچاره مسجد ، بیچاره مسجد و باز هم بیچاره مسجد ، این اولین و مهمترین نهاد اجتماعی اسلام که از دیر باز تاکنون این حلقه گزینش در آن بسان پهنه ی اقیانوس وسیع و بیکیفت بوده و هست .

افرادی با میانگین سنی بالا ، با حداقل سواد خواندن و نوشتن ، بدون داشتن هیچ گونه مهارت ارتباطی ، نا موفق در جذب نوجوان ها و جوان ها ، ((گاها)) تند خو و پرخاشگر و بی حوصله نسب به نمازگزار ها ، خصوصا کودکان و غالبا دست بوس و کفش جفت کن هیات امنا .

و از آنجایی که هنوز نتوانسته ایم بجای پرداخت حقوق به روش سنتی رودررو و پاکتی ، یا کارت به کارت ، کانال پرداختی مستقلی برای حقوق خادم و پیشنماز تعبیه کنیم ، در حال حاضرهیات امنا نقش کارفرما را دارد و مصداق بارز این جمله که : ((هرآنکس نان دهد ؛ فرمان دهد ))

 و این باعث شده وجه خدمت به هیات امنا و اوامرشان کارکرد غالب خادم باشد ، تا تحقق اهداف مسجد .

خادمی که در سایر موارد  نیز جز اپراتور پخش اذان و نظافت مسجد کارایی بیشتری ندارد .

نه نظارت و حساسیت اولیه ای قبل از جذب خادمین هست و نه نظارت و حساسیت ثانویه ای بعد از جذب  .

جذب افراد بدون داشتن هیچ مهارت ارتباطی و تاکید میکنم بدون داشتن هیچ مهارت ارتباطی و باز هم تاکید میکنم بدون داشتن هیچ مهارت ارتباطی و دریغ از گذراندن دوره ای آموزشی دراین زمینه . 

  و خروجی این عدم نظارت ها و گزینش های فله ای ، میشود چیزی که امروز میبینیم :

- فاصله روز به روز مردم و نسل جوان از مسجد .

- منبع تولید آلودگی صوتی و صداهای گوشخراش و ناهنجار در هر محله ، بجای پخش دل نشین صدای اذان .  

- ارزانی خانه های اطراف مسجد . 

- نارضایتی همسایگان و کسبه مجاور مسجد .

جالب اینکه هر کس هم اعتراض بحقی کند ، از سوی همین افراد نا آگاه ، متهم به اسلام ستیزی و مخالفت با خدا میشود .

برای درک شرایط موجود ، فقط به چند نمونه مختصر اما مصداقی از تجربه شخصی ام در مواجهه با این معضلات اشاره میکنم .

1-مهر 96 شمال کشور بودم ، به دوستم پیشنهاد دادم قبل از برگشت ، سری به مزار میرزا کوچک خان در رشت بزنیم و فاتحه ای نثار روح آن بزرگ مرد کنیم . 

ظهر بود که به آرامگاه رسیدیم . در مجاورت آرامگاه مسجدی قرار داشت که صدای حمد و سوره خواندن پیشنماز و تکبیر های مکبر و بعد هم ادعیه ، بعد از هر نماز از بلندگوهای بیرون ، در محوطه مسجد ، آرامگاه ، و حتی خیابان های اطراف با صدای بلند پخش میشد .

سلام و درودی نثار روح میرزا کردم و داخل مسجد شدم ، به انتظارنشستم تا پیشنماز ازتعقیبات نماز و پاسخگویی به مراجعین فارغ شود . پیش رفتم ، سلام کردم و پرسیدم چرا هنگام قرائت نماز بلندگوهای بیرون مسجد همچنان روشن است !! جواب دادند که با این کار مردم را به سوی نماز دعوت میکنیم . با لحنی بسیار محترمانه برایشان شرح دادم که پخش پیوسته ادعیه و اذکار نماز از بلندگوهای مسجد آنهم با صدای بلند نه تنها موجب دعوت مردم به نماز نمیشود بلکه باعث ایجاد آلودگی صوتی و آزار کسبه و اهالی و حتی دفع حداکثری اقشار مختلف میشود .

ایشان در جواب گفتند خیر ، این نظر شخصی شماست و اصلا اینگونه که میگویید نمیشود و اتفاقا باعث جذب بییشتر مردم به نماز خواهد شد .

گفتم آقای قرائتی بارها در برنامه های مختلف و حتی رسانه ملی در باب این موضوع صحبت کرده و گفته اند صدای بلندگوی بیرون از مسجد جز برای اذان جایز نیست .

ایشان گفتند ما کاری به دیگران نداریم و از آقای قرائتی هم تقلید نمیکنیم و بعد برخاستند و به سمت درب خروجی حرکت کردند .

حین مشایعت ادامه دادم رهبر انقلاب هم فرمودند پخش قرآن و ادعیه از بلندگوی مسجد اگر موجب اذیت همسایگان شود نه تنها توجیه شرعی ندارد ، که دارای اشکال نیز هست .

این را که گفتم کفششان را پوشیدند و بدون هیچ جوابی راهشان را جدا کردند و رفتند .

از ایشان که مایوس شدم ، به امید پیدا کردن گوش شنوایی ، بدنبال هیات امنا یا مدیری اهل گفتگو ، پا به دفتر مسجد گذاشتم .

موضوع را مطرح کردم و  گفتم پخش ادعیه و تکبیرو .. از بلندگوی مسجد خیلی لازم نیست و ضرورتی هم ندارد و شاید حتی مخل آسایش بعضی از افراد محل نیز بشود .

در جواب گفتند هیچ اتفاقی نمی افتد شما نگران نباشید . گفتم میدانم نیت شما خیر است اما این راه جذب و دعوت مردم به نماز نیست .

 یکی از افراد بزرگتر همانجا که داشت جوراب به پا میکشید جواب داد اگر راست میگویند بروند جلوی صدای ناهنجار این عروسی ها را بگیرند .

گفتم حرف شما قبول ؛ اما اشتباهات دیگران که توجیه اشتباه ما نیست .

این را که گفتم ، حضرات به جای پاسخ ، شروع کردند با همدیگر به گفتگو پرداختن وبه زبان بی زبانی و کاملا محترمانه عذر مرا خواستند و من نیز خدافظی کردم و آنجارا ترک گفتم .

2- در مسجدی بعد از پخش اذان رادیو ، بار دیگر موذن ، اذان و اقامه میگفت و این صدا از بلندگوهای بیرون نیز دوباره پخش میشد .

روزی به یکی از متصدیان امرگفتم : همان اذان که از رادیو پخش میشود برای اطلاع نمازگزاران کفایت است و بیش ازین پخش مکرر اذان و اقامه جلوه ی خوبی ندارد ، حرفم که تمام شد ، گفت : ایرادی ندارد ، هرچه مردم بیشتر اذان بشنوند ، گناهانشان بیشتر میریزد     

 

3- مسجدی در نزدیکی حرم امام هشتم ، صدای اذان را آنقدر زیاد کرده بود که امواج تولید شده توسط بلندگوهای بوقی روی پشت بام مسجد ، بدنه ماشین ها و حتی نیمکت های فلزی فضای سبز در مجاورت مسجد را به لرزه درآورده بود . از همسایه ها پرسیدم چگونه شما با این حجم از آلودگی صوتی کنار می آیید !! 

گفتند بارها تذکر داده ایم اما درجواب گفته اند اگر اعتراض کنید صدای اذان را  بیشتر میکنیم . از باب تذکر به همراه یکی از دوستان ، وارد مسجد شده و با ملایمت بسیار با خادم به  گفتگو پرداختم که اینکار شما شاید خاطر بیماری را مکدر کند و چه و چه  ؛ ناگهان شاهد از غیب رسید ؛ نوجوانی آمد و گفت مادربزرگم مریض احوال و در خانه بستریست ، اگر امکانش هست مقداری صدای بلندگوهایتان را کمتر کنید ، ناگهان رئیس هیات امنای مسجد با حالت بسیار غضبناک جوری که انگار با فرستاده لشگر یزید جهت بیعت گرفتن روبرو شده است گفت : کسی که از صدای اذان اذیت میشود ، همان بهتر که بشود .

 

پناه برخدا ...

واقعا با این حجم از کج اندیشی که باعث نفرت مردم از دین خدا میشود ، چه کسی باید برخورد کند !!

 آیا این کار حس بدبینی را در افراد ایجاد نمی کند !!

آیا این کار موجب وهن دین و کرامت و شان مسجد نمیشود !! 

اینها مختصر مثالهایی بود از خیل زیرپا گذاشتن حق الناس که هرروز و هرروز در این کشور به نام دین رقم میخورد ، در صورتی که برخلاف چنین رفتارهایی ، این مکان مقدس از ابتدای پیدایش خود ، بیش از هرچیزی مطالبه گر و منادی احقاق حقوق مردم بوده و هست ...

با شرحی که رفت ؛ در واقع مرکز رسیدگی به امور مساجد را باید به مرکز کنترل کمی مساجد تغییر نام دهند .

آمارهای این مرکز مدام حول محورکمیت میچرخد . در فلان سال اینقدر مسجد افتتاح شد ، اینقدر مسجد دارای پیشنماز شد ، این میزان خادم بیمه شدند ،  این تعداد مسجد موکت شد و  ...

دریغ از چند آمار مربوط به کیفیت مساجد .

از تعداد نوجوان های جذب شده به مساجد .

از میزان قبولی های کنکورشان .

از تعداد مدال آورشان در مسابقات علمی و ورزشی ملی و بین المللی .

از طرح جامع نظارت یا نظرسنجی درباره میزان رضایت همسایگان از مساجد .

از آمار برخورد با هیات امنای هنجار شکن . 

از تدوین دستور العمل واحدی جهت پخش اذان .

ازآیین نامه و الزاماتی برای رعایت حقوق همسایه ها .

دریغ و دریغ و دریغ .

نه اینکه کار نشده . نه اینکه کار نمیشود . هم کار بسیار شده و هم بسیار میشود ، اما توقع ازین نهاد بسیار بالاتر ، با کیفیت ترو بیشتر از دیگر سازمان ها میرود . 

سازمان شهرداری برای کسانی که  اقدام به سد معبر میکنند و به نوعی دست به تصرف راه عبور و مرور مردم میزنند ، گشت های مداوم و و سرکشی های منظم در سطح شهرها برقرار کرده است .

راهنمایی و رانندگی با اعمال کنترهای نامحسوس در جاده ها ، با رانندگی های پرخطر و حادثه ساز به شدت برخورد میکند . 

پلیس آگاهی و قوه قضاییه ، در برخورد با کسانی که اموال مردم را سرقت کنند ، بسیار سختگیر و بدون تساهل عمل میکند .

اما آیا مرکز رسیدگی به امور مساجد نباید برای آگاهی و رسیدگی به حوزه تحت نظارتش و برخورد با  مدیریت کسانی که با برداشت های سلیقگی و پر خطرشان از دین و به پشتوانه ی نام مسجد ، باعث وهن مذهب میشوند و به معنای واقعی کلمه دین و باور مردم را میدزدند ، اکیپ سرکشی مداوم به مساجد داشته باشد !! 

آیا باور و دین مردم بی ارزش تر از اِشغال قسمتی از پیاده رو است !!

آیا تخریب اعتقادات افراد اندازه یک رد شدن از چراغ قرمز و یا نبستن کمربند ایمنی جرم محسوب نشده و قابل پیگیری نیست !! 

اگر مرکز رسیدگی به امور مساجد همچنان با همین دست فرمان به راه خودش ادامه دهد ، دولت های دلسوز و دایه ی مهربانتر از مادری چون انگلیس و آمریکا دیگر چه نیازی به تامین بودجه سرسام آور شبکه های فارسی زبان بی بی سی ، من وتو ، ایران اینترنشنال ، صدای آمریکا و ...

 آنهم در شرایط اقتصادی متزلزلشان دارند !!

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار