واکاوی و بررسی یک مسئله اجتماعی در گفتگوی تابناک رضوی ؛
هراسان است...با وحشت چشم به در اتاق دوخته. نگران است هرلحظه پدرش وارد اتاق شده و به او آسیب برساند...مددکاری که مسول پرونده دختر نوجوان است این را به من می گوید.
کد خبر: ۱۰۷۸۵۳۴
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۴۰۱ - ۱۱:۲۶ 23 November 2022

تابناک رضوی: هراسان است...با وحشت چشم به در اتاق دوخته. نگران است هرلحظه پدرش وارد اتاق شده و به او آسیب برساند.

مددکاری که مسول پرونده دختر نوجوان است این را به من می گوید.

خانم مرضیه عسگرپور، استاد دانشگاه و مدیرگروه مددکاری اجتماعی دانشگاه خدمات بهزیستی شکوه مهر ادامه می دهد این نگرانی را اکثر دختران فراری که توسط تیم های اورژانس اجتماعی شناسایی و قرار است به والدین شان تحویل داده شوند بروز داده و از مامی خواهند از مواجه آنها با خانواده شان چشم پوشی کنیم. علت اینکار هم خشونتی است که اغلب والدین پس از این اتفاق  از خود نشان می دهند. بنابراین این دختر در هر مرحله از فرار هم که بخواهد به خانه برگردد ترس برخورد خشونت امیزی که در انتظارش است مانع اجرای این تصمیم ش می شود.با توجه به حساسیت موضوع دختران و زنان فراری که می توانیم از آن بعنوان یک بحران در فضای جامعه امروز یاد کنیم گفتگویی با مرضیه عسگرپور،مدرس آموزش خانواده بنیاد شهید و مدرس کارگاه های آموزشی کمیته امداد امام خمینی که در ادامه می خوانیم.

_به نظر شما چه عواملی مهمترین نقش را در فرار دختران از خانه دارند؟

با توجه به پژوهش هایی که در کشور عزیزمان اتفاق افتاده می توانیم از بین عوامل مرتبط با  فرار از خانه، فضای درون خانواده و البته روابط حاکم بر فضای خانواده را یکی از مهمترین شرایط تاثیرگذار در این خصوص می دانیم.

 در بین نظریه پردازان انحرافات اجتماعی هم نظریات متعددی را در زمینه تاثیر خانواده و عوامل مرتبط با آن مشاهده می کنیم که ما در ابتدا تاکید مان بر روی چند نظریه ای هست که تعریف شده و بعد وارد بحث اصلی خودمان می شویم.

بعضی از تحقیقاتی که در خصوص انحرافات اجتماعی شکل گرفته تاکید بر این دارد که خانواده و روابط درون آن و ویژگی هایی که از آن برخوردار است تاثیر بسیار زیادی بر ناهنجاری فرزندان به جا میگذارد. از نظر جامعه شناسانی همچون ساترلند، فرار یک نوع رفتار بزهکارانه تلقی میشود. ساترلند معتقد است که رفتار بزهکارانه  یاد گرفتنی نیست. بلکه ناشی از نظام اجتماعی بوده و ساخت روابط اجتماعی، هم عامل رفتار بزهکارانه و هم عامل رفتار درستکارانه است. ساترلند بزهکاری را ناشی از خطای خانواده‌ها میداند که قادر به یاد دادن ارزش ها و هنجارها به فرزندان خودشان نبودند.

از نظر ساترلند نگرانی ها و نیازهای ارضا نشده در افراد عادی و بزهکار شبیه به هم است و فقط روش های یاد گرفته شده ی واکنش به این نگرانی ها، در آنها تفاوت دارد.

  _خانواده چه نقشی در بروز معضل فرار از منزل دارد؟

خانواده بعنوان اولین محیط یادگیری نوجوانان بر روی بزهکاری تاثیر زیادی دارد و معمولا شرایطی بزهکاری سایر افراد خانواده یا فساد اخلاقی و اعتیاد آنها، فقدان والدین بر اثر فوت یا متارکه، ناسازگاری موجود در خانه از جمله تحکم به وسیله یکی از اعضای خانواده و سختگیری بیش از حد معمول، فشارهای اقتصادی مثل بیکاری و درآمد ناکافی و... موجب ارتکاب بزه در فرزندان میشود.

مورد بعد نظریه کنترل هیرشی است که عنوان می کند هرچقدر همبستگی بین اعضای جامعه بیشتر باشد، افراد تمایل بیشتری به تبعیت ازمقررات ان جامعه دارند. کج رفتاری هم زمانی بروز پیدا می کند که پیوند و تعلق میان فرد و جامعه ضعیف یا گسسته شود و هرچقدر افراد کمتر متعهد و وابسته و منتقد باشند پیوندشان با جامعه سست تر است و احتمال کج رفتاری بیشتری در آن جامعه خواهد بود.

البته هیرشی در ادامه معتقد است که بین خودکنترلی ضعیف و کج رفتاری، ارتباط وجود دارد و منشاء آن را در خانواده و دوران کودکی و یک جامعه پذیری ناکارامد می داند.

در حقیقت فقدان بعضی از بازدارنده ها، مثل تعلق به خانواده منسجم، تعلق به دوستان و مدرسه می تواند زمینه های مناسب فرار را فراهم کند.

_بحران هایی که خانواده های از هم گسسته با آن روبرو هستند هم در این زمینه تاثیری دارد؟

بله. ازجمله مسایل نوینی که می توانیم در این زمینه به آنها اشاره کنیم در باب خانواده که البته بعضی از پیشکسوتان هشدارهایی راهم درخصوص آن داده اند بحران های اخلاقی والدین، طلاق والدین، عدم ارتباط عاطفی بین افراد خانواده، مشکلات اقتصادی و کاهش ازدواج در جامعه ناشی می شود. بحران مهم دیگری نیز وجود دارد که نقش پررنگی در پدیدامدن این معضل دارد و آن هم تنوع طلبی متاهلان است که خانواده را از درون متلاشی می کند و به بروز بحران فرار دختران از خانه منجر می شود.

به اعتقاد والکر دختران فراری از والدین خود تنبیه بیشتر و حمایت کمتری را دریافت می کنند.

مورد دیگر شکاف های بین نسلی یا جنریشن گپ است که خود از عوامل فرار در خانواده محسوب می شود. چرا که نوجوانان به دلیل ویژگی های شخصیتی خودشان جویای نواوری و نام و نشان هستند که ارزش های نوین زندگی را خودشان بدست بیاورند و از شیوه های جدیدی پیروی کنند در حالیکه ممکن است در برخی از مواقع در یک تناقض اشکار با نسل هلای قبلی شان باشد، مثل پدر و مادر. و این تناقض در عرصه های مختلف زندگی افراد جوان جامعه را تحت تاثیر خودش قرار داده و باعث می شود تا اقتدار پدر بویژه در خانواده های از هم گسیخته و دارای روابط مستبدانه بعنوان محور خانواده زیر سوال بروند وجوان برای حفظ هویت فردی خودش خانواده را در مقابل حفظ فردیت خودش رها کرده و به خارج از منزل پناه ببرد و زندگی جدیدی را تجربه کند.

خانواده های فراری با خانواده هایی که چنین بحرانی را تجربه نکرده اند تفاوت های محسوسی دارند. در این خانواده های گروه اول فرزندان بیشتر از جانب والدین شان طرد شده و بی توجهی می بینند.

_بین فرار دختران از منزل و مدرسه و سیستم آموزشی رابطه ای می بینید؟

نکته قابل بحث در این خصوص این است که معمولا همزمان با محیط مصیبت بار خانه معمولا مدرسه نیز برای اغلب این دختران سرشار از مشکلات است. عملا توفیقات تحصیلی کمی که بدست می آورند، ارتباطات منفی که با گروه همسالان دارند، معضلاتی که بین انها و کادر مدرسه پیش می آید بطور کلی مدرسه  را برای آنها به مکانی فاقد جذابیت تبدیل کرده و باعث می شود آین افراد به دفعات از مدرسه هم فرار کنند.

پیامد این موضوع هم به این شکل بروز می کند که بچه ها از مدرسه اخراج می شوند و در چنین شرایطی که نوجوان از خانه و مدرسه طرد شده این تجارب نامطلوب یک نگرش منفی در او نسبت به مدرسه ایجاد کرده و مشکلات تحصیلی بوجود امده موجبات فرار او را فراهم می کند. در نتیجه دختران فراری قبل از فرار بارها مدرسه را بدون اجازه مسولین ترک کرده اند.

_آموزش و پرورش چه اقدامات پیشگیرانه ای در این خصوص می تواند انجام دهد؟

اگر در جامعه جرم زیاد باشد درقوانین و مقررات اجتماعی آموزش و پرورش هم باید مطالعه صورت بگیرد که چرا این اتفاق صورت می گیرد. مگر قرار نبوده ما در امر پرورش بچه ها را درست در مدرسه تربیت کنیم. مگر قوانین خاص خانواده را نداریم. در اینجا نهادی مثل اموزش و پرورش می تواند قوی عمل کند با تقویت ارتباط بین والدین و مربیانو تعامل بین مدرسه و خانواده و برگزاری کلاس های اموزشی برای معلمین مدرسه و اگاه سازی انها نسبت به مشکلات نوجوانان.

در این راستا می توانیم از وجود مددکاران و مشاوران کارآزموده بهره بببریم تا این معضل به مرور زمان کاهش یابد. و خوب است این مراکز مشاوره در اموزش و پرورش تشکیل شود.

به اعتقاد هیرشی، علاوه بر خانواده و مدرسه که نقش تعین کننده ای در جامعه پذیری فرد دارند پای بندی به اعتقادات و هنجارهای اخلاقی جامعه که البته بخش قابل توجهی از هنجارهای اخلاقی جامعه ما بعنوان مذهب است می تواند بعنوان یک عامل کنترل و نظارت بر فرد عمل کند و از انحراف بازداری شود.

_از تاثیر مسائل اقتصادی بر این معضل گفتید. لطفا بیشتر توضیح دهید؟

 رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده و تلاش در جهت رفع مشکلات مختلف فرهنگی، اقتصادی و تربیتی یکی از عواملی است که  میتوانیم در کاهش فرار به آن توجه کنیم.

تقویت و سازماندهی نهادهای موثر در امداد از خانواده ها و بطور کلی برقراری عدالت اجتماعی که بنظر میرسد حداقل بصورت رسمی نهادی مثل بهزیستی و کمیته امداد و خیریه ها به نظر میرسه که بیشتر البته این جریان قدم برداشتند.

_به نظر شما پای بندی به دین ومسائل اخلاقی تاثیری در کاهش معضلات اجتماعی از جمله فرار دارد؟

بله...صددرصد. کار بر روی امور دینی و مسایل معنوی بچه ها هم نقش بسزایی در این زمینه دارد. افرادی که امورمعنوی بیشتر در وجود انها نهادینه شده شاید کمی خودکنترلی بیشتری را نسبت به سایرین داشته باشند. زیرا مسئله دین یک بازدارنده قوی هست. دین پشتوانه قوی و غنی است که جامعه را از خیلی از امراض محفوظ می دارد. با نگاه کوتاهی به اموزه های دینی مشاهده می کنیم موضوعی که امروزه تحت عنوان پیشگیری از جرم از آن یاد می شود درکتب اسمانی و رهنمودهای انبیاء در قالب روایت و حدیث داریم و رسالت دین رهایی انسان از فساد و تباهی و گمراهی است. وظیفه محققین دینی این است که از هیچگونه تلاشی برای تحقق این امر کوتاهی نکنند و قبل از مبارزه معلول با علت و زمینه گناه و جرم، با زمینه گناه و جرم مبارزه کنند و پیشگیری از گناه و کج رفتاری باید در صدر مسائل دینی در جامعه باشد.

_بعنوان راه کار عوامل بازدارنده معضل فرار در جامعه چه موارد مهمی وجود دارد؟

با توجه به جایگاه رفیع خانواده و تربیت در جامعه، به ویژه در ایران مقدس اسلام چند راهکار در مورد کاهش معضل فرار مطرح می کنم. خانواده یک عامل بسیار تاثیرگذار در شکل گیری شخصیت کودک و نوجوان است، والدین باید دقت نظر بیشتری در روابط خود با فرزندان، بویژه نوجوانان داشته باشند و همیشه اصل پذیرش احترام و توجه به قید وشرط  ها را در رابطه با فرزندانش را رعایت کند. چرا که ما در کتب مختلف روان شناسی مطالعه می کنیم که شخصیت همه انسان  ها در دوران کودکی آنها شکل گرفته. بنابراین توجه ویژه باید داشته باشیم به نوع رابطه مان با فرزندان بخصوص در ایام کودکی.

کاهش خشونت خانوادگی، اموزش مهارتهای کنترل خشم خصوصا به والدین، اموزش مهارتهای زندگی، مدارا در خانواده خصوصا با دختران، تاکید بر درک متقابل فرزندان و والدینف ترویج الگوی مشارکت جمعی در خانواده ها، کاهش  ناسازگاری با والدین و عدم تبعیض جنسیتی در خانه و جلوگیری از تنبیهات بدنی، اموزش فرزند داری و حمایت مالی از خانواده های اسیب پذیر، اموزش در خصوص شیوه های کنترل فرزند و اگاه کردن خانواده ها نسبت به اطلاعرسانی فرار دختران به پلیس و همکاری با پلیس از جمله مطالبی است که بعنوان راه کار کلی برای پیشگیری از فرار دختران از منزل از ان یاد کنیم. و البته اموزش افراد خانواده در زمینه ارتباط صمیمی بین اعضاء و نقش حمایت گری انها و نیز ایجاد مراکز مشاوره برای اشتی بین خانواده و دختران فراری شان. چون معمولا در صورت تمایل دختر برای برگشتن به خانه، خانواده ها تمایلی برای بازگشت دختران شان به منزل را ندارند.

تهیه و نمایش فیلم های آموزشی به کرات زیادو تنوع زیاد در همه جای شهر، مثل تئاترهای  خیابانی و پخش میان برنامه ها در بین سریالهای پربیننده و مسابقات ورزشی  با موضوعات آموزشی در خصوص اثرات روش های نادرست تربیتی والدین.

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :
آخرین اخبار